این ماه ها

خفه شدن میدونی یعنی چی؟

دارم خفه میشم.

این همه آدمی که بهت غل و زنجیر شدن رو میخوای چه کار کنی؟!

هیچ کاری از دستت برنمیاد! نمیتونی که تغییرشون بدی، نمیتونی دیواری که دارن با مغز میرن توش و نمیبیننش نشونشون بدی، نمیتونی بهشون بفهمونی که این جایی که فکر میکنن توش اسیر شدن و زندانه یه در داره به چه گنده‌گی! چشماشون رو فشار میدن به‌هم، میبندن و میگن وای چه تاریکه....

بعد همینا غل و زنجیر شدن به روح و قلب تو، و تو بتونی هم نمیخوای که این غل و زنجیر رو پاره کنی. اصلا حیاتت بعضی وقتها وصل به این زنجیرهای سنگین و طلایی.

فقط دارم خفه میشم، واقعا دارم خفه میشم...

مهم هم نیست برای کسی واقعا!

/ 1 نظر / 11 بازدید
مهدی.پ

سلام عرض شد یاد شعر احمد شاملو افتادم شعر با چشمها. اگه نخوندیش بخونش. اگه هم خوندیش دوباره بخونش. چون من الان خوندم خیلی حال داد. راستی یه چیز دیگه! از کجا معلوم که تو زنجیر نشده باشی؟؟؟!!!! اگه اینجوریه که مراقب باش هر کی از یه طرف واسه خودش نره!!!