تهران تمیز و بارونی امروز

نمی‌تونم چشم بردارم از لباس سفید و نوی کوه‌ها. چشم دوخته‌ام به کوه‌ها همین‌طور که توی اتوبان کردستان رو به شمال پیش میرم، همین‌طور که از پل عابر بالا میرم و دوباره پایین میام.

سفیدی دامنه‌های جنوبی البرز به کنار، چشم‌انداز غریب کوه‌های جنوب تهران بود که روزم رو ساخت. این کوه‌ها  روزبیشتر روزها توی دود گمند، اصلا دیده نمی‌شوند. امروز اما کاملا پیدا بودند. پیدا بودند و یک ابر بزرگ نارنجی، صورتی کلاه شده بود روی سرشان!‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ابر بزرگ بود و پایین و نرم و نور خورشید پاشیده بود رویش.

زیبا بود، همین...

/ 0 نظر / 8 بازدید