ساربان و جوجه اردک!

داشتم تزم را می­‌نوشتم و قاعدتا حال و اوضاع روبراهی نداشتم. از کتابخانه یا شاید هم اتاق کامپیوتر گروه درآمدم و رفتم به یکی از کافه­‌های دانشگاه. همونی که دوستش دارم خیلی. روشن است و باز و معمولا شلوغ ولی نه پر سر و صدا. ضلع شرقی­‌اش تمام پنجره‌­ است. چشم‌اندازش فضای باز بین ساختمانی که همین کافه در انتهای شرقی­‌اش واقع شده و Nuffic Theatre، یک زمین چمن است و گل و گیاه که البته در زمستان و پاییز خبری از سبزی­‌شان نیست. پنجره‌های ضلع غربی­‌اش رو به یک حیاط خلوت باز می‌شوند. یک حیاط خلوت بزرگ که حوض دارد وسطش و دار و درخت! بید مجنون هم دارد حتی. میز و صندلی­‌ها سیمانی‌اند به شکل چوب اما!

تنها خوشحالی بزرگ این روزهای من اینست که بروم آنجا بنشینم و کاپوچینو بنوشم و cinnamon swirl بخورم با قهوه‌ام. خیلی وقت­ها، آنجا ندارد از این شیرینی­‌ها که من می­میرم برایش. آخر هفته­‌ها که می­روم خرید چندتا می­خرم و بعد در طول هفته با خودم می­برم دانشگاه که ببرم توی staff club و با کاپوچینو ام بخورم! هر روز هم به خودم می­گم دیگه نمی­‌خرم، چاق شده‌ام! و هرگز عمل نمی­کنم بعد از مدتی دیگر حتی فکرش را نمی­‌کنم، مغزم جا ندارد حتی برای فکر کردن به چاق شدن!

یک مرغابی توی این حیاط خلوت تخم گذاشته بوده، حالا جوجه­‌هایش سر برآورده­‌اند، بهار است. سعی کرده­‌ایم بشماریمشان هی زیاد و کم می­‌شوند اما! جوجه مرغابی­‌ها بامزه­‌اند، جوجه­‌هایی با پرهای قهوه­‌ای کرم روشن و خال­‌های سیاه.

دارم نمی­‌دانم چی می­‌خوانم یا تصحیح می­ک‌نم و قهوه می­‌نوشم و یک چیزی گوش می­دهم، یعنی گوش که نمی­­‌دهم صدایی است که هست، در گوشم می­‌پیچد تا من از صداهای مزاحم بیرون جدا بشم. آهنگ قبلی تمام می­‌شود و یک دفعه محسن نامجو شروع می­‌کند به خواندن "ای ساربان". یک بار گوش می­‌کنم، دوبار گوش می­‌کنم. دفترم را می­ب‌ندم و ول می­‌کنم این امواج احمقانه سونامی را. گوش می­‌کنم و جوجه اردک­‌ها را تماشا می­‌کنم... بار چهارم است که می­‌خواند، یکی از گوشی­‌ها را از گوشم در می­‌آورم و زنگ می‌­زنم به ماهان.... 

/ 2 نظر / 10 بازدید
رضوان

چقدر خوب توصیف کردی

innaoon

سلام. حال و احوال؟ حالا هی اینجا خارجکی بنویسین چی میخورین و هی از اردکای اونجا و جوجه هاشون بگین و ما رو دپسرده کنین. محسن نامجو هم اگر میموند همین جا فکر میکنم براش بهتر بود. کمتر کسی میتونه انقدر شدید سقوط کنه (البته به نظر من). فعلا....[گل]